الفيض الكاشاني

62

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىسوزاند غلبه خواهد كرد ؛ آتش فراق مصداق نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ « 42 » است و آتش دوزخ جز جسم را نمىسوزاند ، و سوزش جسم در برابر سوزش دل كوچك و ناچيز است ، از اين رو گفته‌اند : ففى فؤاد المحبّ نار جرى * أحرّ نار الجحيم أبردها « 43 » نبايد وجود اين را در عالم آخرت انكار كرد ، زيرا در عالم دنيا نظاير آن مشاهده مىشود ، ديده شده كسانى كه حالت وجد و بيخودى بر آنها غلبه كرده است بر روى آتش و بر بالاى ته ساقه‌هاى نى كه پا را مجروح مىكند مىدوند و به سبب غلبهء شديد حالت درونى چيزى احساس نمىكنند . همچنين ديده مىشود رزمنده در ميدان رزم به هنگامى كه خشمگين مىشود چنانچه جراحاتى بر بدنش وارد شود آنها را در همان موقع احساس نمىكند ، زيرا خشم آتشى در دل است . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « خشم پاره‌اى از آتش است . » « 44 » بىترديد سوزش دل سخت‌تر از سوزش بدن است و همان گونه كه مىبينيم احساس قويتر احساس ضعيفتر را از ميان مىبرد . هلاكت به وسيلهء آتش يا شمشير جز اين نيست كه ميان دو جزء بدن كه رابطهء آنها با يكديگر نظير رابطهء موجود در جسم مركّب است - جدايى مىاندازد ، و اگر تو داراى بينش و از اهل دل باشى مىدانى آنچه ميان دل و محبوبش كه رابطهء آنها محكمتر از رابطهء تركيب در اجسام است جدايى مىافكند درد و سوزش آن بمراتب شديدتر از اين مىباشد . بعيد نيست كسى كه دل و احساس ندارد شدّت اين درد را درك نكند و در مقايسه با آلام جسمى آن را كوچك و ناچيز بشمارد ، چنان كه اگر كودك را ميان محروميّت از توپ و چوگان ، و احراز مقام سلطنت مخيّر كنند درد محروميّت از مقام سلطنت را به هيچ وجه احساس نمىكند بلكه آن را درد نمىشمارد و مىگويد : دويدن با چوگان در ميدان ، نزد من محبوبتر از تخت هزار پادشاه و تكيه دادن بر آن است بلكه اگر شكمباره و پرخور را ميان هريسه و حلوا و ميان كارى كه دشمنان بر اثر آن مقهور و دوستان خشنود مىشوند مخيّر كنند هريسه و حلوا را بر مىگزيند و آن را ترجيح مىدهد . اينها همه به سبب فقدان معنايى است كه اگر وجود داشت جاه و مقام محبوب او بود ، و بر اثر احساسى است كه وجود آن خوراك را

--> ( 42 ) همزه / 7 : آتش بر افروختهء الهى است . آتشى كه از دلها سر مىزند . ( 43 ) در دل عاشق آتشى شعله ور است كه سردترين آن از آتش دوزخ گرمتر است . ( 44 ) پيش از اين در كتاب خشم ذكر شده است .